بدون شرح
امروز خیلی حالم خرابه صبح خواب موندم چون دیروز روز پرمشغله ای داشتم رفتم اداره بعد ماشینو دادم مکانیکی روبرو اداره رفتم دانشگاه تا 6 دانشگاه بودم کلاس اخرو نموندم از هفت تیر دوباره برگشتم اداره (میدان خراسان) یه مقدار تو خ عارف خرید کردم رفتم سمت خونه حکیمیه دوباره خرید و حدود ساعت 9 رسیدم خونه این شد که صبح خواب موندم بلند شدم دیدم تو بیحال ناله میکنی جگرم کباب شد و همون لحظه که بیدار شدم و تو شوک خواب موندنم بودم اشک میریختم سریع صبحانه رو دادم بهت تو هم هی تشنج میکردی 5 بار 6 بار 7 بار شد نمیدونم با ناله های تو اشک ریختم تا الان که تو اداره هم نمیتو...


